با سلام به همه دانشجویان با غیرت
مطالبی که می خونید حقایقی است که توسط جمعی از دانشجویان، از چند منبع معتبر و آگاه جمع آوری شده و به خاطر برخی دلایل از نام بردن منابع معذوریم (خودتون میدونید چرا!). این مطلب به قدری درد آور بود که من اونو به طنز تبدیل کردم و تقدیم می کنم به همه دوستای خوبم در دانشکده های فنی تهران و شهرستان تا شاید مرحمی باشد بر دردهای دانشجویان. و از همه می خوام در نشر این وبلاگ که فقط قصد اطلاع رسانی دارد کوشا باشند تا تمامی دانشجویان از وقایع با خبر باشند.
وزیر آموزش و پرورش بر کنار میشه، چون وزیر نبود بلکه رئیس هنرستان بوده. اما از اونجایی که از قدیم گفتن هیچ بدی نمیره تا خوب بیاد، یه بد میره و به دلیل نبودن آدم با لیاقت یه بد تر میاد. خلاصه علی احمدی بر حسب تصادف وزیر شد.
این آقا از همون اول گیر داد به حقوق معلمای خوب و زحمت کش کشورمون و با شرعی کردن مسئله و حرام خوندن دستمزد این عزیزان قصد بر قطع نمودن حقوق آنها را در تابستان داشت. (آخه خدائیش کجای دنیا یه وزیر میاد و حقوق عناصر تشکیل دهنده وزارت خونشو میبره زیر سوال؟ چه سودی از این بابت نصیبش میشه؟)
بگذریم، این آقای قصه ما یه جیبش از دانشگاه پیام نور پر میشه و یکی دیگش از آزاد و واسه اینکه جیبای مبارکو تو فرصت بدست اومده سنگین تر کنه، نشست و فکر کرد...........فکر کرد و..... فکر کرد و...... فکر کرد.... اینقدر فکر کرد.... تا اینکه زرتش در رفت صبح که از خواب بیدار شد به این نتیجه رسیدکه با تحریف کردن مدارک دانشکده های فنی دولتی از کارشناسی به دیپلم تکمیلی پیشرفته و کاردانی به دیپلم تکمیلی و تبدیل دانشکده به آموزشگاه یا هنرستان و دانشجو به دانش آموز بتونه سیل عظیم هنرستانی ها رو به سمت دانشگاههای پیام نور و آزاد بکشونه.
این طرح به ضرر دانشجویان دانشکده های فنی سراسری بوده که به سختی و با کنکور و کسب رتبه های تک رقمی و دو رقمی وارد دانشگاه می شوند.
این طرح به ضرر بچه های هنرستانه، چرا که با هزار امید و آرزو میان هنرستان و میخوان تحصیلات عالی دانشگاهی داشته باشن اما با وارد شدن به دانشگاههای آزاد و پیام نور علاوه بر هزینه، وقت خود را تلف می کنند و با بار علمی ضعیفی فارق و التحصیل می شن.
این طرح به ضرر دولته، چون دیگه از تکنیسین هایی کاردان با مهارت فنی بالا و تو بخش صنعت خبری نیست.
این طرح به نفع اوناییه که این وزیرو به احمدی نژاد تحمیل کردن، به نفع علی احمدی و مسئولین دانشگاه آزاد و پیام نوره. ببینید یک وزیر برای منافع شخصی خود و چندی دیگر چگونه با آینده ده ها هزار دانشجو بازی می کنه. به نظر شما اسمه این چیه؟ خیانت به مملکت؟ خیانت به آب و خاک کشور؟ خیانت به وضعیت تحصیلی کشور؟ خیانت به دانشجو؟ وطن فروشی؟ ((بازم دمه همه دختر، پسرای دانشجو گرم که ساکت نشستن و با تمام وجود پای حقشون وایسادن.))
این آقاهه که خیلی خوش خیالم بوده از یک ماه پیش این طرح و ریخته و قصد داشت تصویب کنه و جالب اینکه مدیران و مسئولین چهار دانشکده تهران (انقلاب اسلامی، شهید شمسی پور، دکتر علی شریعتی و ولیعصر عج) از این ماجرا مطلع بودن و با نوشتن نامه های فدایت شوم واسه علی آقا سعی در منصرف کردنش داشتند اما کو گوش شنوا. چرا که این آقاهه پول جلو چشاشو گرفته و پاشه تو یه کفش کرده که مرغ یه پا داره. از مسئولین بی لیاقت ما اصرار و از این آقا انکار.
تا اینکه مسئولین ما خودی نشون میدنو یه نامه بلند بالا واسه مقام معظم رهبری نوشته و سعی در اطلاع رسانی و تقاضای کمک از ایشون را داشتن. در این گیرو دال وزارت خونه علی آقا با ارسال یک نامه هنرستانی پر از سوتی به دانشکده شریعتی بندو آب میده و این آغاز جنبش دانشجویی میشه.
دانشجویان دانشکده شریعتی با متوجه شدن ماجرا، روز دوشنبه ۱۶/۲/۱۳۸۷ با تشکیل ندادن کلاسها و تحصن در جلوی درب دانشکده اعتراض خودشونو اعلام می کنن. این خبر به گوش بچه های با غیرت شمسی پور و ولیعصر میرسه و متحد شدن این سه دانشکده، موجب رسیدن صدای اعتراض به وزارت میشه. در مرحله اول علی آقا به مسئولین دانشکده ها دستور میده ولشون کنید، هیچ کاری نمیتونن بکنن.
اما وقتی این خبر با یک روز تاخیر سه شنبه ۱۷/۲/۱۳۸۷ به گوش دانشجویان انقلاب میرسه طی ۱۰ دقیقه کلاسهارو تعطیل می کنن و در حیاط دانشکده جمع شده و خواستار پاسخگویی مسئولین میشن، اما کسی اونا رو جدی نمیگیره این اعتراض با اضافه شدن سایر دانشجویان این دانشکده شکل جدی تر به خود گرفته و یواش یواش از داخل دانشکده به خارج کشیده شده (همانطور که میدانید دانشکده انقلاب اسلامی با داشتن بیش از ۲۵۰۰ دانشجو پر جمعیت ترین دانشکده کشور محسوب میشه و یک پنجم این جمعیت نیز موجب بسته شدن میدان معلم می شود) این در حالیست که دانشجویان سایر دانشکده ها سه شنبه نیز به اعتراضات خود ادامه داده و حالا هر چهار دانشکده با یک صدای واحد خواستار پاسخگویی مسئولین هستن و قضیه واسه آق وزیر جدی تر میشه و حساب کار دستش میاد. در مر حله دوم به مدیران دانشکده ها دستور میده تکذیب کنید تا برن خونه هاشون. بازم دانشجو رو جدی نگرفتن. اما دانشجویان به این تکذیبای بی اساس که جهت فریبشون بود اهمیت ندادن و با یک هماهنگی و برنامه ریزی مناسب مقرر شدند تا در شنبه ۲۱/۲/۱۳۸۷ساعت ۹ صبح در مقابل وزارت خونه جمع شده و اعتراض خود را نسبت به این طرح به شکلی رسمی تر اعلام کنند گرچه مسئولین بی لیاقت شخصیت دانشجو را زیر پا گذاشته و بهشون جواب درست و حسابی ندادن اما حضور پر شور دانشجویان شمسی پور، دکتر شریعتی و ولیعصر تن وزارتی هارو به لرزه انداخت این در حالی است که درب دانشکده انقلاب اسلامی توسط حراست دانشگاه از داخل به روی دانشجویان بسته شده و با خبر کردن یگان ویژه مانع از خروج دانشجویان شدند و ریاست دانشگاه با سخنرانی ۱۰ دقیقه ای در زیر باران بدون پاسخ دادن به سوالات دانشجوها و تکذیب ماجرا سعی بر آرام کردن دانشجویان داشت. سر انجام تحصن ۵ ساعتی که با حضور متداوم نیروی انتظامی و عدم حضور و حمایت خبرنگاران توام بود با سخنرانی معاون وزیر به پایان رسید. اما این تحسن در جلوی وزارت خونه موجب با خبر شدن کله گنده ها از این طرح مسخره میشه و موجب تحت فشار قراردادن علی میشه و ناچارا وزیر محترم بی خیال ماجرا شده و میز وزارت رو به پول دارتر شدن ترجیح میده. وزیر علی احمدی با شایعه دونستن این ماجرا آنرا تکذیب کرد و به عبارتی زد زیر حرفش.
این یعنی برافراشته شدن پرچم سفید، این یعنی تسلیم شدن وزیر در مقابل دانشجویانی که خواهان حق خود بودند، این یعنی نتیجه رضایت بخش اعتراضات دانشجویان، یعنی پیروزی، پیروزی با اتحاد و همبستگی.
این داستان هرچند تلخ بود اما پایان خوشی داشت، این موفقیت را به همه دانشجویان فنی کاردانی و کارشناسی تبریگ می گم.
اما در جریان باشید طبق اطلاعات بدست آمده از یکی از کارکنان یکی از دانشکده ها این طرح وجود داشته و الان لغو نشده بلکه به حالت تعلیق درآمده. این مطلب به این معناست که طرح تو آب نمک خوابیده میشه تا تو یه فرصت مناسب از غفلت ما دانشجویان سو استفاده کرده و تصویبش کنن. پس دانشجو بیدار و آگاه باش.
باز هم از شما عزیزان خواستارم تا با نشر این وبلاگ بین دانشجویان ضمن با خبر ساختن آنها یک پایگاه جهت حفظ هماهنگی و اتحاد برای اقدامات آینده داشته باشیم.
با تشکر
Juve man